لیست آخرین کتاب های صوتی (صفحه 5)

لیست آخرین کتاب های صوتی (صفحه 5)

نَنِرل (Nannerl) در حال یاد گرفتن موسیقی از پدرش، لِئوپُلد، بود. ولفگانگ موتزارتِ کوچولو اونها رو نگاه می‌کرد و به تک تک نُت‌ها گوش می‌داد. وقتی نواختن قطعه تموم ...
مامان بزرگ من همیشه یادش می‌ره که من کی هستم. اون هر بار که منو می‌بینه فکر می‌کنه که آدم جدیدی رو دیده… امروز که منو دید بهم گفت: چقدرخوب به نظر میای! تو منو یاد ...
دارکوب فکر می‌کرد اونقدر بزرگ شده که بتونه آشیانه رو ترک کنه. ولی مادرش با بدخلقی به اون گفت: “ولی تو خیلی کوچیکی.. اگه از اینجا بری کی دیگه بهت غذا می‌ده؟” دارکوب...
در زمان‌های قدیم یک پسر به اسم جک تو یه خونه‌ی کوچیک با مادرش زندگی می‌کرد. اونا پول زیادی نداشتن برای همین فقط از سبزیجاتی که توی باغشون داشتن می‌خوردن. ولی جک ...
سال‌ها پیش در خانواده کلر، دختر کوچکی به نام هلن به دنیا آمد. هلن، بچه باهوشی بود. در شش ماهگی، زبان باز کرد و در یک سالگی، راه رفتن را یاد گرفت. روزها و هفته‌ها ...
در زمان‌های قدیم، آهو کوچولوی زیبایی، با آرامش در جنگلی زندگی می‌کرد. یک روز که آهو کوچولو و دوستانش، سرگرم خوردن علف بودند، ناگهان یک ببر درنده و عصبانی، از پشت ...
یک عروسک جدید توی اتاق خواب پیداش شده بود. کوچک و لطیف بود و شکم نرمی داشت که راه راه بود. اسم اون عروسک بامبلتام بود. همه از دیدن اون تعجب کرده بودن و ازش ...
کوه­‌ها و قله­­‌های پر از آتیش فقط توی سیاره‌های دیگه وجود ندارند. تلسکوپ‌­ها و فضاپیماهای ما اون­ها رو توی زمین هم پیدا کردند. ولی این­ها از کجا ...
آلبرت موشه و خواهرش وِندا به همراه پسرخاله‌شون، پیتی به آشپزخونه‌ی آدما رفتن! پیتی گفت: اون ظرف میوه رو می‌بینید بچه‌ها؟ نقشمون اینه که هر کدوممون یه مقدار از اون ...
در زمان‌های قدیم، توی شهر سبزیجات بابا کلم و پسرش داخل یک خونه‌ی خیلی قشنگ زندگی می‌کردند. بابا کلم پسرش رو خیلی دوست داشت و همیشه براش قصه‌های خیلی خوبی تعریف ...
  • کتاب های تصادفی

هانسل و گرتل و جوجه اردک زشت

روبی و خرگوش ها

سفرهای گالیور

شجاع-نبرد با خرس اهریمنی

دسته بندی ها