بوقلمون کوچولو

25 دی 1397 - 2:35
بوقلمون کوچولو

بخش 1

متوسط

بوقلمون کوچولو در حال قدم زدن توی مزرعه بود که یک­ دفعه چشمش به تمشک­‌های درشتی که روی درخت معلوم بودند افتاد.

جوجه که کنارش ایستاده بود گفت: خیلی شیرین و خوش­مزه هستند

خوک گفت: ولی خیلی بلنده، دستمون بهشون نمی‌رسه

مرغ سرش رو تکون داد و گفت: خیلی بلندن؛ امروز چیزی بهمون نمی‌رسه

هر چهارتا دوست به تمشک‌­ها نگاه کردند و با ناراحتی به­ طرف برکه حرکت کردند...



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها