تخم مرغ های سخنگو

6 آذر 1397 - 2:32
تخم مرغ های سخنگو

بخش 1

متوسط

در زمان­ های قدیم خانمی با دو دخترش به اسم های میلیسِن و بِلَنچ زندگی میکرد.

میلیسِن بدخلق و اخمو و از اون­ طرف هم خواهر کوچیکترش خوش­ برخورد و مهربون بود.

ولی دختر مورد علاقه­ ی مادرشون بلنچِ مهربون نبود و اون میلیسن رو بیشتر دوست­ داشت.

مادر بلنچ رو مجبور میکرد تا سخت کار بکنه و زحمت بکشه ولی خودش و میلیسن صبح تا شب فقط مشغول خوردن و خوابیدن بودند.

اون­ ها فقط به این فکر میکردند که چطور میتونند جلوی بقیه­ ی آدم­ ها جلب­ توجه کنند و زندگی پر زرق و برقی داشته باشند.

یک روز مادر، بلنچ رو به­ طرف چاه فرستاد تا مقداری آب بیاره.

وقتی دخترک به اونجا رسید پیرزنی رو دید.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها