ملکه برفی

30 آبان 1397 - 8:52
ملکه برفی

بخش 1

متوسط

روزی روزگاری تو زمانهای خیلی خیلی دور، شیطان یه آینه جادویی ساخته بود که همه چی رو زشت نشون میداد .اون  هر روز با اینه ش به سمت مردم می رفت و با نشون دادن چهره زشت ادمای دیگه اونا رو فریب می داد.شیطان هر روز با اینه اش بازی می کرد تا اینکه یک روز فکر خیلی بدی به ذهنش رسید و خواست تا خدا رو تا آینه ببینه.آینه رو به سمت آسمون گرفت…اما همینکه میخواست توی آینه رو نگاه کنه.آینه جادویی که تحمل اونهمه زیبایی و مهربونی خدا رو نداشت و نمیتونست اونها رو زشت نشون بده با صدای وحشتناکی شکست و تکه تکه شد.هر تیکه از آینه به زمین ریخت و گوشه ای ناپدید شد.اما یکی از اون تیکه ها باعث اتفاق بدی شد…



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها